پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - مشورت و نظارت بر حكومت - سجادى سيد عبد القيوم
مشورت و نظارت بر حكومت
سجادى سيد عبد القيوم
تاريخ احزاب سياسى در ايران روند متفاوت از تاريخ احزاب در غرب و ساير كشورها را پيموده است; زيرا احزاب سياسى به عنوان يكى از الزامات مشاركتسياسى مردم، هيچگاه رخ ننمايانده است. زاد و ولد احزاب سياسى و روند شكلگيرى آنها، كمتر مسير طبيعى خود را پيموده و از دل الزامات و شرايط طبيعى و عينى جامعه سر بر آوردهاند.
نوشتار حاضر با اين تلقى كه دو پديده احزاب سياسى و شوراهاى اسلامى، به لحاظ محتوا و كاربردى، از نوعى تلاقى و انطباق برخوردارند، در صدد است تا رابطه عينى اين دو پديده را مورد مطالعه و بررسى قرار دهد. بنابراين پرسش اصلى اين گزارش چنين خواهد بود: رابطه احزاب و شوراهاى اسلامى چگونه است؟ و آيا اساسا اين دو مقوله چه ارتباطى با هم دارند؟ در پاسخ به اين پرسش، تلاش خواهد شد تا نحوه رابطه ايندو مقوله با نگرش كاركردى مورد بررسى قرار گيرد. در صفحات بعدى اين نوشتار ما اين گمانه را به آزمون خواهيم گذاشت كه: هر چند به لحاظ موضوعى، هيچگونه ارتباطى ميان پديده تحزب و شوراهاى اسلامى وجود ندارد، اما با عنايتبه محتوا و كارويژههاى هر يك مىتوان نقاط و موارد انطباق و سازگارى اين دو پديده را كشف كرد. اين نكته در صورت تاييد بيانگر آن خواهد بود كه شوراهاى اسلامى بهعنوان يك جريان نهادينه شده و قانونمند زمينههاى مناسبى را براى شكلگيرى و گسترش انديشه تحزب در جامعه اسلامى ايران، فراهم نموده و بستر مناسبى را براى تحزب پديد خواهد آورد.
استدلال اين نوشتار بر تاييد فرضيه فوق در قالب يك قياس تحليلى به شكل زير قابل طرح خواهد بود.
١. شوراهاى اسلامى بهعنوان يك تشكل مردمى در راستاى مشاركتسازى مردم در امور اجرايى و ادارى كشور در ابعاد مختلف تدارك ديده شده و وظيفه مهم مشورت و نظارت بر كارگزاران نظام اسلامى را بر عهده دارد. (١)
٢. احزاب سياسى معمولا كارويژههاى متعددى دارند. كارويژههايى مانند مشاركتسازى سياسى، آموزش و رشد فرهنگ سياسى جامعه، نقد و نظارت بر حكومت و دفاع از حقوق شهروندان، از مهمترين جنبههاى آن محسوب مىگردد. (٢)
٣. نتيجه حاصل از دو مقدمه فوق آن خواهد بود كه در جامعه اسلامى و حكومت دينى، دولت و مردم از نوعى رابطه متقابل برخوردار است. بدين ترتيب كه دولتبهعنوان مجريان قانون شناخته مىشود و مردم نيز بهعنوان شهروندان مسئول، وظيفه مهم مشورت و نظارت بر حكومت را عهدهدارند، اين مهم در جمهورى اسلامى ايران از طريق شوراهاى اسلامى شهر و روستا به منصه ظهور مىرسد. احزاب سياسى نيز عمدتا وظيفه مشورت و نظارت سازمانيافته مردم را سامان داده، آن را وارد سيستم سياسى مىكنند. بنابراين شوراهاى اسلامى شهر و روستا، بهعنوان يك جريان قانونمند، محذورات نظرى احزاب سياسى را در جامعه دينى مورد انكار قرار داده و در سطح عينى نيز در شكل سازمان يافتهتر خود، تجلى نوعى تحزب محسوب مىگردد.
در اين استدلال، مقدمه اول و دوم به صورت مفصل مورد بحث قرار گرفته و موارد انطباق و تداخل كاركردى احزاب و شوراهاى اسلامى استخراج خواهد شد. ضميمه نمودن اين استدلال با اين مفروض كه احزاب سياسى، وظيفه مشورت و نظارت شوراهاى اسلامى را در شكل منسجم و سازمانىتر آن، وارد سيستم سياسى و نهادهاى اجرايى نظام مىكند، نتيجه مورد انتظار اين گزارش خواهد بود.
الف. احزاب سياسى
حزب، مجموعهاى از افراد است كه بر اساس پيوندهاى فكرى و اعتقادى دور هم جمع شده و براى رسيدن به هدف يا اهداف مشترك، از اصول و برنامهريزى خاصى نيز پيروى مىكنند. حزب از ديرباز، در ميان جوامع مختلف وجود داشته است; اما به مفهوم جديد آن كه از عناصر و مقدمات مشخصى برخوردار است، چندان قدمت تاريخى ندارد. حزب بهعنوان يك پديده جديد، همانند ساير مقولههاى علوم اجتماعى و انسانى از تعريف مشخص و جامعى برخوردار نبوده و تعاريف مختلفى از آن ارايه شده است . (٣) صرفنظر از اختلاف مفهومى، به لحاظ ماهوى، مىتوان تعاريف مختلف و متعددى را كه در زمينه ارايه شده است، در چند عنصر بهعنوان پديدههاى مقوم «حزب سياسى» تلخيص نمود. از مجموع آنچه در تعريف اين پديده آمده است، مقولههايى چون اجتماع عدهاى از افراد، سازماندهى و تشكيلات، همسويى اهداف، عقايد و سياستها و بالاخره تلاش براى كسب قدرت سياسى را مىتوان از لوازم و مقومات احزاب سياسى شمرد. البته برخى از پژوهشگران، عنصر حمايت و پشتيبانى مردمى را نيز اضافه كردهاند. (٤)
در زمينه مفهوم، ماهيت، ساختار و كارويژه احزاب سياسى مباحث و مسايل دامنهدار و مفصلى ارايه شده است; اما در اينجا به اقتضاى موضوع بحث، از مباحث جانبى صرفنظر نموده، تنها ابعاد مرتبط با بحث را طرح و مطالعه خواهيم كرد. هدف آن است كه رابطه حزب و شوراهاى اسلامى و موارد انطباق و تداخل محتوايى اين دو پديده، در پرتو طرح مباحث مرتبط طرح و استخراج گردد.
كار ويژههاى حزب سياسى
پژوهشگران سياسى و علوم اجتماعى، اهداف، كارويژهها و كاركردهاى متفاوتى را براى احزاب سياسى مطرح نمودهاند. البته شايد نياز به يادآورى نباشد كه «حزب» ، همانند بيشتر پديدههاى ديگر اجتماعى يك مقوله ذووجهين است كه بهصورت طبيعى، جنبههاى مثبت و منفى در آن قابل شناسايى است. اما در اينجا به دليل آنكه كشف رابطه حزب سياسى و شوراهاى اسلامى و سهم اين پديدهها در ايجاد بستر مناسب براى حضور و مشاركت همگانى تودهها، رسالت اصلى اين نوشتار را تشكيل مىدهد، از طرح كارويژههاى منفى و يا به عبارت صحيحتر، مضرات و زيانهاى حزب سياسى اجتناب مىشود. از سوى ديگر، به دليل آنكه براى «احزاب سياسى» كارويژههاى متعدد و متفاوتى بيان شده است، در اينجا صرفا مهمترين آنها كه در عين حال به نحوى با كارويژهها و اهداف شوراهاى اسلامى - بهعنوان يك نهاد مردمى و مشاركت زا - انطباق دارد، بسنده خواهد شد.
مهمترين كارويژه احزاب سياسى كه به نحوى با برنامهها و اهداف شوراهاى اسلامى نيز انطباق دارد، عبارتنداز: مشاركتسياسى مردم، آموزش و ارتقاى بينش سياسى جامعه، نقد و نظارت بر حكومت، دفاع از حقوق شهروندان در برابر دولت، گزينش نامزدهاى انتخاباتى و تدوين سياستهاى عمومى. (٥)
١. مشاركتسياسى مردم
احزاب به منظور ساماندهى دستهها و گروههاى سياسى و پارلمانى بهوجود آمدهاند. رقابت در انتخابات پارلمانى و دمكراسى، از ويژگىهاى اصلى احزاب سياسى محسوب مىگردد. احزاب سياسى براى كسب قدرت و بهدست آوردن بيشترين تعداد نمايندگان در پارلمان تلاش مىكنند تا افكار و نظريات تودههاى مردم را بسوى نامزدهاى انتخاباتى خويش معطوف سازند. همين امر موجب مىگردد كه از يكسو احزاب به مشاركتسياسى تودهها مبادرت ورزند و از سوى ديگر، با معرفى نامزدهاى مختلف، سرزندگى و دلگرمى را در انتخابگران و راىدهندگان پديد آوردند و زمينههاى مشاركتسياسى گسترده آنان را بگسترند. بنابراين معرفى نامزدهاى مختلف و متعدد انتخاباتى از سوى احزاب سياسى و تلاش احزاب براى جلب افكار تودهها و كشاندن آنان در عرصههاى سياسى، يكى از مهمترين كارويژههاى احزاب سياسى محسوب مىگردد.
٢. معرفى نامزدهاى انتخاباتى
در همين زمينه به يكى ديگر از كارويژههاى حزب در جامعه مىتوان اشاره كرد. حزب بعنوان يك جريان فكرى منضبط و منسجم در انتخاب اعضا و كارگزاران حكومت از جايگاه خاصى برخوردار مىباشد. احزاب با تجزيه و تحليل شرايط اجتماعى و ارايه اطلاعات، تودههاى مردم را در گزينش كارگزاران و افراد كارآمد يارى مىرساند. (٦)
در انديشه سياسى اسلام، بهويژه نظريه انتخابى - انتصابى در تئورى ولايت فقيه، انتخاب اصلح به عنوان يكى از كارويژههاى احزاب سياسى، از اهميتخاصى برخوردار است. در نظريه انتخابى - انتصابى ولى فقيه كه رهبر جامعه اسلامى از يكسو با نصب عام از سوى پيشوايان معصوم معرفى شده و از سوى ديگر با انتخاب مردم در تعين مصداق و فرد جامع همراه مىباشد، به دليل آنكه عامه مردم از تشخيص و قابليت درك مصداق جامع رهبر منصوب از قبل معصوم ناتوان مىباشند، احزاب سياسى در معرفى فرد اصلح و ارايه اطلاعات مفيد، مىتوانند زمينههاى انتخاب اصلح را فراهم آورد. (٧) بنابراين «تعداد احزاب سياسى و سازمان آنها، چنانكه در موقع تحليل رژيم دمكراتيك ديده شد، در انتخاب زمامداران تاثير عميقى دارد; اما شايد هم اين تاثير در تركيب داخلى دستگاههاى حكومتى، بيشتر باشد.» (٨)
٣. آموزش و ارتقاى بينش سياسى جامعه
شايد نياز به بحث نداشته باشد كه رشد سياسى و تعالى فكرى و فرهنگى جامعه، يكى از مهمترين عوامل توسعه سياسى و اجتماعى بوده و خود زمينهساز مشاركتسياسى مردم و حضور مداوم تودهها در عرصههاى مختلف مديريتسياسى - اجتماعى محسوب مىگردد. احزاب سياسى در ابعاد و شيوههاى مختلف، اين مهم را به انجام مىرسانند. صرفنظر از اينكه مبارزات انتخاباتى و رقابتهاى پارلمانى، كه احزاب در آن نقش چشمگير و جدى دارند، خود نوعى آموزش سياسى بوده و جامعه را سبتبه تحولات سياسى و اجتماعى و رخدادهاى زمانه خود هوشيار مىسازد. احزاب اين مهم را با دو شيوه ديگر نيز تحقق مىبخشند. گاه برخى از احزاب با داير نمودن محافل و همايشهاى سياسى و يا برگزارى دورههاى آموزشى، به اين امر مبادرت مىنمايند و گاه با جانبدارى از اشخاص و سياستها از طريق مطبوعات، اجتماعات و تماسهاى فردى، راىدهندگان را آموزش مىدهند. (٩) شايد بتوان گفت، آموزش سياسى از طريق احزاب سياسى، كارآمدتر و مفيدتر از هر روش ديگر باشد. حزب بىگمان كانون آموزش سياسى مؤثر است و آموزش سياسىاى كه حزب مىتواند به اعضايش بدهد، بر هر آموزش سياسى ديگر برترى دارد; زيرا هميشه كم و بيش با عمل همگام است. (١٠) به همين دليل است كه امروزه احزاب سياسى در سراسر دنيا كم و بيش داراى آموزشگاهها و سازمانهاى پژوهشى بوده و اعضا و هوادارانش را آموزش مىدهد.
٤. نقد و نظارت بر حكومت
ثبات و هماهنگى حكومت، تعامل و روابط متقابل اجزاى درونى رژيم سياسى و ميزان پايبندى حكومت و كارگزاران نظام در جوامع توسعهيافته تا اندازهاى زياد، تحت تاثير موقف و سياست احزاب سياسى قرار دارد. در جوامع غير حزبى كه بيشتر رژيمهاى سياسى مطلقالعنان و به دور از هر نوع نظارت به سر مىبرند و با شيوههاى ديكتاتورى و استبدادى اعمال حاكميت مىنمايند، نهاد نظارتى و نقد كننده نظام كه رژيم سياسى را بر قانونگرايى و تصحيح مواضع سياسى و اجتماعى وادار سازد، وجود ندارد. احزاب سياسى با انجام وظيفه نقد و نظارت بر دستگاه تقنينى و اجرايى رژيم سياسى، موجب مىگردد كه دارندگان قدرت و حكومتكنندگان، خود را در معرض انتقاد، پرسش و بازجويى احساس نموده و جهتگيرى سياسى، اقتصادى و فرهنگى خويش را در چارچوب قوانين پذيرفته شده تهيه و به مرحله اجرا بگذارد. موضع نظارت و نقد احزاب سياسى، از يكسو موجب مىشود كه هر نوع خطر و تهديد استبداد و ديكتاتورى رژيم سياسى از ميان رفته و از سوى ديگر روحيه نقد و نظارت در ميان شهروندان نيز توسعه يابد و اين امر در دراز مدت بهعنوان مكانيزم كنترلكننده نظام سياسى و مهارى بر سر راه قدرت مطلقه دارندگان قدرت، خواهد بود. «حزب اكثريت، حكومت را تشكيل مىدهد و حزب اقليت، اپوزيسيون را. وجود اقليت نمىگذارد اكثريت از مسير معين خارج شود.» (١١)
٥. دفاع از شهروندان در برابر دولت
احزاب سياسى، در قالب واقعى آن كه به دور از نيازمندىهاى رژيم سياسى و براساس ضرورتهاى اجتماعى از دل جامعه سر برآورده باشد، بهصورت طبيعى دفاع از هواداران خود را در سطح خاص و دفاع از كليه شهروندان را در سطح عام، وظيفه اساسى خود دانسته و حداقل تا رسيدن به حاكميتسياسى، موضع حمايت از مردم را در برابر دولت و رژيم سياسى، دنبال مىنمايند. جامعه مدنى به مفهوم مجموعه نهادها و سازمانهاى غير حكومتى كه وظيفه حمايت از حقوق شهروندان را در مقابل دولت، عهده دار مىباشد، وجود احزاب سياسى را در كنار ساير نهادها و تجمعات غيروابسته به حكومت، بهعنوان يك ضرورت مورد تاكيد قرار مىدهد. (١٢)
٦. تدوين سياستهاى عمومى
اگر جنبههاى نظارتى احزاب سياسى بر رژيم سياسى را مورد توجه قرار دهيم و از سوى ديگر جنبههاى تاثيرگذارى احزاب را در ارايه شاخص و معيار گزينش و انتخاب اصلح در رقابتهاى انتخاباتى، در نظر بگيريم، خواهيم ديد كه احزاب سياسى در تدوين و جهتگيرىهاى كلان رژيم سياسى، از نقش جدى و تاثيرگذارى برخوردار خواهند بود. احزاب سياسى با نقد سياستهاى رژيم، زمينههاى بارورى و تصحيح سياستهاى حكومت را فراهم نموده، نقش خود در تدوين سياستهاى عمومى حكومت ايفاء مىكنند . (١٣)
ب. شوراهاى اسلامى
در اين قسمتبا رويكرد تطبيقى به كارويژههاى احزاب سياسى، تلاش مىشود تا برخى از اهداف و كارويژههاى شوراهاى اسلامى كه به نوعى با كارويژه احزاب سياسى تداخل و انطباق دارد، مورد اشاره قرار گيرد.
١. مفهوم و ماهيتشوراهاى اسلامى
صرفنظر از مباحث مفهومى و دامنهدارى كه در اين زمينه وجود دارد، در يك تعريف نسبتا مناسب مىتوان گفت: «از شوراهاى اسلامى، مجموعهاى از نمايندگان منتخب مردماند كه با راى مستقيم مردم انتخاب مىشوند و از صلاحيتهاى مشورتى و اجرايى رسمى، براى اداره امور عمومى حوزه انتخابى خود، برخوردارند، و به صورت رسمى به اداره بخشى از اين امور مبادرت مىورزند. (١٤) » بنابر تعريف فوق، شوراهاى اسلامى شهر و روستا برخلاف مفهوم رايجشورا و مشورت كه عمدتا در سطح تبادل افكار و ارايه نظر مشورتى منحصر مىشود، علاوه بر شركت در فرايند تصميمگيرى و سياستگذارى كه از طريق وارد كردن نظرات مشورتى صورت مىگيرد، از اختيارات و صلاحيت اجرايى چندى نيز برخوردارند. بنابراين جنبه عملى و اجرايى در شوراهاى اسلامى، نسبتبه ابعاد نظرى و مشورتى آن، از اهميتبيشترى برخوردار است; چرا كه شوراى شهر و روستا، داراى اختيارات اجرايى است كه نصب و عزل شهردار در شهر، و نصب و عزل دهدار در روستا، از بارزترين اين اختيارات است. (١٥)
مسئله ديگرى كه در مورد ماهيتشوارهاى اسلامى وجود دارد، خاستگاه خصلت محلى آنها است كه آن را از ساير تشكلهاى صنعتى، علمى، فرهنگى و... متمايز مىسازد.
در مجموع سه ويژگى اساسى در مورد شوراهاى اسلامى قابل شناسايى و حايز اهميت است:
١. انتخاب شورا توسط آراى مستقيم مردم (عنصر انتخاب) ;
٢. داشتن صلاحيتهاى ادارى و اجرايى و نه كاركرد مشورتى صرف (عنصر مشاركت ادارى و اجرايى) ;
٣. بومى بودن (عنصر مكانى).
با چنين خصايص و ويژگىهايى است كه شوراهاى اسلامى، در قالب شوراى شهر، بخش، شهرك و روستا به اداره برخى از امور عمومى و اجتماعى پرداخته و در مواردى مانند تصويب بودجه شهردارى، انتخاب و عزل شهردار و دهدار، نظارت مالى و كارى بر ادارات دولتى، ساماندهى امور عمرانى و مسايل مربوط به عوارض، ماليات و غيره مبادرت مىنمايند. (١٦)
٢. كارويژههاى شوراهاى اسلامى
آنچه در سطور گذشته با اجمال اشاره شد، تا اندازهاى اهداف و كارويژههاى شوراهاى اسلامى را بيان مىنمايد. در اينجا برخى از مهمترين كارويژهها، به تناسب بحثحاضر، مورد طرح و مطالعه تفصيلى قرار مىگيرد.
٢- ١. مشاركتسياسى
بدون ترديد، شركت مردم در تعيين سرنوشتسياسى خود و سهمگيرى آنان در اداره جامعه، يكى از اهداف و اصول اساسى نظام جمهورى اسلامى محسوب مىگردد. اصول متعددى در قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران به حاكميت مردم بر مقررات سياسى خويش، اختصاص داده شده و آن را مورد تاكيد قرار مىدهد. (١٧)
قانون اساسى، ضمن تاكيد بر اصل جمهوريت نظام اسلامى كه حاكميت مردم را موازى با حاكميت الهى بر تمام هستى قرارداده و هر دو اصل را سازگار و قابل جمع عنوان نموده است، راهكارها و شيوههاى مشخصى را براى تحقق حاكميت مردمى و عينيت جمهوريت نظام ارايه داده است. اين مطلب، در قانون اساسى چنين مورد تاكيد قرار گرفته است: «در جمهورى اسلامى ايران، امور كشور بايد به اتكاى آراى عمومى اداره شود. از راه انتخابات، انتخاب رئيس جمهور، نمايندگان مجلس شوراى اسلامى، اعضاى شوراهاى اسلامى و نظاير اينها يا از راه همهپرسى در مواردى كه در اصول ديگر اين قانون معين مىگردد.» (١٨)
بنابراين قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران با اذعان بر اصل مشاركت همگانى، ضمن وضع حدود پنجاه اصل، حق تعيين سرنوشتسياسى جامعه را بهوسيله مردم مورد تاكيد قرار داده است. در همين راستا انتخابات را بهعنوان يكى از مهمترين مكانيزمهاى تحقق اين هدف مطرح نموده كه انتخابات شوراهاى اسلامى در كنار ساير انتخابات يكى از آنهاست. (١٩)
٢- ٢. شوراهاى اسلامى، حلقه اتصال شهروندان و حكومت
نقش ارتباطى شوراهاى اسلامى كه جريان حكومتگر و دارندگان قدرت را با شهروندان جامعه اسلامى مرتبط مىسازد، از ديگر كارويژهها و نقشهاى اين شورا است. در واقع مردم از طريق شوراهاى اسلامى، با كارگزاران نظام اسلامى مرتبط مىگردند و نظريات مشورتى و نظارتى خويش را از اين طريق، وارد سيستم سياسى مىنمايند.
اين نكته را در بيانات مقام معظم رهبرى چنين مىخوانيم: «تشكيل اين شوراها يكى از موفقيتهاى بزرگ جمهورى اسلامى است; زيرا مردم مسلمان، تابع اين جمهورى است; يعنى در نظام جمهورى اسلامى تصميمگيرى، اراده و اقدام و عمل به عهده مردم است و اين در بهترين وضع، آن وقتى انجام مىگيرد كه روستاهاى دور و نزديك كشور ما با يك چنين رابطه مستحكمى با يكديگر و با مراكز، ارتباط داشته باشند.» (٢٠)
٣- ٢. كارويژه مشورت و نظارت
همانگونه كه اشارت رفت، هرچند برداشت رايج از مفهوم شورا، مشاركت در سطح نظرى و رايزنى در مسايل و امور سياسى و اجتماعى جامعه است، اما علىرغم اين برداشت رايج، آنچه در مورد وظايف، اختيارات و عملكرد شوراهاى اسلامى در قانون اساسى آمده است، چيزى بيش از اين امر را مطرح مىسازد. شوراهاى اسلامى بهعنوان يك تشكل مردمى نه تنها وظيفه دارد تا نظريات مشورتى خويش را وارد سيستم سياسى و نظام اجرايى و ادارى نظام نمايد، علاوه بر اين، از اختيارات اجرايى و ادارى و نظارت بر عملكرد اجرايى نيز برخوردار است. وظيفه نظارت شوراهاى اسلامى، از اين تشكل ابزارى كارآمد جهت تصحيح جهتگيرىهاى سياسى، فرهنگى و اقتصادى نظام ساخته و آن را تا سطح مكانيزم كنترلكننده روند اجرايى و ادارى سازمانها و تشكيلات حكومتى در سطح استان، شهر، روستا و دهكدهها ارتقا مىبخشد.
خلاصه اينكه استفاده از نظريات مشورتى اعضاى شوراهاى اسلامى در امور مختلف جامعه، نظارت مستقيم مردم در درآمدها و مخارج شهردارىها و دهدارىهاى هر منطقه، ضمن اينكه دولت جمهورى اسلامى را در فرايند تصميمگيرى و اجرا، يارى مىرساند، اعتماد عميقى ميان مسئولين و كارگزاران نظام اسلامى و مردم ايجاد نموده و مردم را در تنظيم و ساماندهى به انتظارات و خواستههاشان، به صورت معقول و منطقى، يارى مىرساند. شوراهاى اسلامى بهعنوان يكى از مكانيزمهاى مناسب توزيع قدرت در سطح كارگزاران نظام و ابزار مناسب در راستاى تحقق مشاركتسازى سياسى و نهادينه شدن مشاركت جريانهاى مختلف، مورد توجه و تاكيد قرار گرفت. (٢١) اين امر، زمانىكه با اين دقيقه جامعهشناختى تلفيق گردد كه «پس از همگونگى ملى، ارتقاى سطح فرهنگ و آموزش مردم همراه با رفع نيازهاى اوليه، زمينه را براى مشاركت مردم فراهم مىآورد. مشاركتسياسى نيز خود نيازمند وجود قوانين و راهكارهاى حقوقى از يك سو و رقابت آزاد از سوى ديگر است و در چنين فضايى آزاد است كه احزاب تولد پيدا مىكند» (٢٢) بهخوبى حوزه تداخل شوراهاى اسلامى و تحزب در جمهورى اسلامى ايران آشكار مىگردد. واضح است كه شوراهاى اسلامى با ايفاى نقش مشاركتسازى سياسى تودهها و آموزش، بسترى مناسب را براى شكلگيرى احزاب سياسى در ايران فراهم خواهد ساخت. مهمتر از همه آنكه اگر فقدان توسعه سياسى و اقتصادى را كه در قالب فرهنگ مشاركتستيزى و نابرابرى معيشتى تودهها تجلى مىيابد، بهعنوان مانعى بر سر راه تحزب در ايران، اذعان نمائيم، (٢٣) نقش شوراهاى اسلامى در رفع اين موانع چشمگير خواهد بود.
ج. احزاب و شوراهاى اسلامى
حزب بهعنوان يك پديده محتوايى و كاركردى - صرف نظر از بحث مفهومى - از رابطه نزديك و متداخل با شوراهاى اسلامى برخوردار است. گفته شد كه دقت در كارويژههاى احزاب سياسى و شوراهاى اسلامى، بيانگر آن است كه در برخى از مهمترين كارويژههاى احزاب سياسى با شوراهاى اسلامى، از نوعى تداخل و انطباق برخوردار است. هرچند جنبه منفى كارويژههاى احزاب سياسى را نيز نبايد از نظر دور داشت، اما در هر حال، دقت در كارويژههاى مثبت احزاب سياسى، حداقل در سطح يك گمانه و برآورد ابتدايى، اين نكته را مطرح مىسازد كه آنچه بهعنوان اهداف، وظايف و كاركردهاى شوراهاى اسلامى در قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران و نيز قوانين مربوط به شوراهاى اسلامى آمده است، مويد اين نكته است كه در سطح نظرى و عملى، شوراهاى اسلامى بهعنوان يك مكانيزم معقول و مناسب براى تحقق و عينيت جمهوريت نظام، كه در مشاركتسياسى مردم تبلور يافته و تحقق انديشه نظارت و مشورت مردم در قبال كارگزاران نظام اسلامى، مورد اذعان و پذيرش قرار گرفته است. بنابراين، احزاب سياسى در سطح ارايه اين كارويژهها - كه جزء كارويژه احزاب نيز مىباشد - نه تنها محذور دينى و نظرى نداشته، كه در صورت اثبات اين امر كه احزاب سياسى كارويژههاى مذكور را در سطح مطلوبتر و بهينه آن انجام خواهد داد، مورد توصيه نيز قرار خواهد گرفت.
براى كشف و تبيين رابطه متداخل احزاب سياسى و شوراهاى اسلامى در سطح كارويژههاى ايندو نهاد، كارويژه هر يك از ايندو پديده را به صورت مختصر مرور مىكنيم.
برخى از پژوهشگران، كارويژههاى پنجگانه زير را براى احزاب سياسى برشمردهاند:
١. گزينش نامزدهاى انتخاباتى (انتخاب اصلح) ;
٢. تدوين سياستهاى عمومى (نظارت و مشورت) ;
٣. انتقاد از حكومت;
٤. آموزش سياسى;
٥. واسطه بودن ميان فرد و حكومت. (٢٤)
تناظر با كارويژه احزاب سياسى، اهداف، كاركردها و وظايف نظرى و عينى شوراهاى اسلامى دراصل صدم قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران چنين بيان مىشود: «براى پيش برد سريع برنامههاى اجتماعى، اقتصادى، عمرانى، بهداشتى، فرهنگى، آموزشى و ساير امور رفاهى از طريق همكارى مردم، با توجه به مقتضيات محلى، اداره امور هر روستا، بخش، شهر، شهرستان يا استان با نظارت شوراهايى بهنام شوراى ده، بخش، شهر، شهرستان يا استان صورت مىگيرد كه اعضاى آن را مردم همان محل انتخاب مىكنند.» (٢٥)
در ادامه همين مطلب، اصل صدويكم، جلوگيرى از تبعيض (توزيع نامساوى منابع اعم از اقتصادى، سياسى، فرهنگى و اجتماعى) و همكارى و مساعدت در برنامههاى عمرانى و رفاهى و نظارت بر روند اجرايى را به عنوان وظايف و كارويژههاى شوراهاى اسلامى مطرح مىكند. (٢٦) بنابراين كارويژههاى شوراها را نيز مىتوان در محورهاى زير خلاصه كرد:
١. مشاركتسازى سياسى;
٢. نظارت و مشورت;
٣. حلقه ارتباط ميان شهروندان و دولت;
٤. همكارى و مساعدت با دولت در تدوين سياستها و برنامههاى عمرانى و رفاهى.
مطالعه تطبيقى هر دو دسته كارويژههاى فوق، بيانگر آن است كه شوراهاى اسلامى در ايران دقيقا كارويژه احزاب سياسى در ديگر جوامع را انجام مىدهد. بنابراين نهادينه شدن و توسعه انديشه شوراهاى اسلامى، و رشد و تكامل اين تشكل مردمى، خود مىتواند زمينههاى مساعد نظرى و عملى براى احزاب سياسى محسوب گردد. در نهايت اينكه احزاب سياسى از نظر كاركردگرايى تا اندازه زيادى مىتوانند از مبانى نظرى شوراهاى اسلامى و تجربيات عينى آن، بهرهبردارى نمايند. به صورت طبيعى، اگر احزاب سياسى كارويژههاى فوق را به شكل مطلوبتر و مناسبتر آن به انجام برسانند. از دل مباحث مربوط به شوراهاى اسلامى، مىتوان مؤيدات و ادله اثباتى فراوانى براى احزاب در ايران بيرون كشيد.پىنوشتها:
در دفتر مجله موجود مىباشند.